عسل ناز مامان و بابا
عسل ناز مامان و بابا

دختر قشنگ مامان روی موتور بابایی که خیلی خیلی خیلی دوسش داره

در سن 11ماهگی

 niniweblog.com

موتور

niniweblog.com 

جانم

 niniweblog.com

قشنگ خانم

 niniweblog.com

جیگرشو بره مامان

 niniweblog.com

یهههههههههههههه بوسسسسسسسسسسسسس گندههههههههههه

خدمات وبلاگ نویسی و منبع دانلود تصاویر و آهنگ  روز دنیا    http://d-g.blogfa.com/خدمات وبلاگ نویسی و منبع دانلود تصاویر و آهنگ  روز دنیا    http://d-g.blogfa.com/

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 10:43 | سه شنبه 9 خرداد 1391 توسط مريم

دختره گل مامان توی سن یک سالگی بازم فنچه قوربونششششششششش برم من

niniweblog.com

پیانو

 niniweblog.com

موش بخوره

 niniweblog.com

 

شکلات

niniweblog.com

عسلی من در سن یک سال و 12 روزگی

چشماشو

niniweblog.com

مراحل جیغ زدن و درخواست اسباب بازیهاش

اول رصد کردن 

رصد

niniweblog.com

مرحله دوم اجازه گرفتن

اجازه

niniweblog.com

مرحله سوم  خشن تر میشه

جیغ

niniweblog.com

و خشن ترتررررر

جیغ 2

niniweblog.com

خشن ترررررررررررررررر

جیغ 3

niniweblog.com

و در اخر هم مقلوب میشیم وو 

جانم عزیزم

niniweblog.com

و مرحله اخر هم برن شیء مورد نظر در دهان مبارک

دهان

و روز از نو روزی از نو

niniweblog.com



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 10:42 | سه شنبه 9 خرداد 1391 توسط مريم

 Hello 
Hi Glitter Graphics and Scraps for Orkut, Myspace, Hi5 

عزیز مامان توی ده ماهگیش باکارای جدید البته با شیطنتای جدید پوست همه رو کنده ،قوربونننننننننننننننن اون شیطونیاتتتتتتتتتتتت .

 

niniweblog.com

قوربون اون خندهات

خنده

 

niniweblog.com

 

بچهم تازه اب خودن با لیوانشو یاد گرفته بود

اب

niniweblog.com

 

لیوانشو

niniweblog.com

 

شیطون

 

niniweblog.com

 

با اینکه لیوان داره ببین به چی گیر داده

گیر دادیا

 

niniweblog.com

 

تازه توی ده ماهگیه اولین شب یلدای زندگیشو تجربه کرد دخترم

هندونه شده بود هم خوردنی هم شیرین 

یلدا

 

niniweblog.com

 

هندونه

 

niniweblog.com

 

هندوننننننه

 

niniweblog.com

 

اینم چند تا عکس از دخملی توی محرم که سقا شده بود

سقا

 

niniweblog.com

 

محرم

 

niniweblog.com

 

توی شلوغیای نذری درست کردنه بابایی چه اتیشی که عسلی نسوزوند

 نذری

niniweblog.com

نذری

 

niniweblog.com

زبونشو

niniweblog.com

مامان جان خوبه حالا از جارو برقی میترسی

ترسوووووووووو

 

 

 

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 13:40 | دوشنبه 15 اسفند 1390 توسط مريم

عسل مامان توی نه ماهگیش خدا یه دوست جدید و خوشگل و نازو جیجرررررر بهش داد که و پسر دایی نازنینش (کیان) به جمع ما پیوست یه داداش خوشگل وسفید و توپوللللللللللللللل وای خدا چقدر شیرینه فکر میکردیم که عسلی به نوزاد جدید حسادت کنه ولی اصلا اینطور نبود و مثل ادم بزرگا حضورشو پذیرفت و خیلی خیلی دوسشششش داره.

 

animated gifs of babies- baby climbs on stair

niniweblog.com

 

 توی این عکس میخواستیم بریم یه سر به کیان بزنیم منم از فرصت استفاده کردم چون مامانی به سوم هر ماه آلرژی داره توی هر شرایطی باید از اون روزه قشنگ یه تصویر قشنگ از جیگرش داشته باشه.

قند عسل

niniweblog.com

 

خونه مامان جون قبل از رفتن خدا جون لباشوووووچیکار کرده

لباشو

 

niniweblog.com

 

اوهههه اوه خبیس شده

فنچ

تازه دخملی توی 9 ماهگی اولین دندونشو درآودرچند روز بود مرتب یه کوچولو تب میکرد و خوب میشد بعد از گذشت چند روز صبح که از خواب بلند شدم دیدم یه الماس سفید کوچولو از لثه خوشگلش زده بیرون انگار دنیارو به من داده بودن به همه اس دادم و خوشحالشون کردم .

 

niniweblog.com

 

اینم عکس روز دندونی

دندون

 

niniweblog.com

 

دندونی

 

niniweblog.com

 

متاسفانه دندونک عسلی مصادف شد با محرم و صفر و نتونسیتیم یه مهمونی توپ بگیریم ولی یه جشن خودمونی با حضور عمه ها ومامان زهرا ودوتا زن داییا و مامان جون برگذار شد دخترم سر سفره دندونکش که باید از بین وسایل چیده شده یکی رو برداره سرنگ برداشت اخه میگن هر چی برداره در اینده اون وسیله میشه ابزار شغلش البته یه جنبه فان داره به نظرم ، ولی جالبه دختره من که دکتر میشه هههههههه خداییییییییییییییییییی من .

 

niniweblog.com

 

عسلی عاشق تاب بازیههههههه

تاب

niniweblog.com

دخترم از کلاه بدشششششش میاد شدید

کلاه 

 

niniweblog.com

 

همیشه به فکرتمممممممممممممممممممم قشنگترین هدیه من و بابا رضات از خداوند

bab49.gif

 






موضوع :

نوشته شده در تاريخ 13:28 | دوشنبه 15 اسفند 1390 توسط مريم

امروز یعنی 90.7.3 دخملی وارد هشت ماهگی شد و روز به روز زیبا تر و شیطونتر از روز ه و ماه گذشته. خیلی بلا شده دیگه نمیشه کنترلش کرد با اون دستای کوچولوش به دیوار یا مبل گیر میده تا بلند بشه و با کمک از همونی که بلند شده یه قدمه نصفه برمیداره و در نهایتتتتتتت تاپپپپپپپپپپپپپپپپپی میخوره روی زمین.

دخترم عاشق کفش ودمپاییم هست توی یک چشم بهم زدن هر کدوم از اینا رو که گیر بیاره میزاره توی دهنه کوچولو وقشنگش وتا میرم که ازش بگیرم با سرعتی غیر قابل تصور چهار دست و پا فرار میکنه.

ولی امروز خیلی سرم شلوغ بود نتونستم توی بیداری ازت عکسای خوشکل بندازم ولی توی اخرین لحاظات قبل از ورود به ماه جدید از زنگیت توی خواب غافلگیرت کردم وچند تا عکس ازت گرفتم عاشقههههههههههههههههه خوابیدنت مامانی

خواب

فرشه

اینم یکی دیگه از عکسای شمالمونه

شمال

کنار باغچه مامانبزرگ

گل

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 2:49 | دوشنبه 4 مهر 1390 توسط مريم

دختره قشنگه مامانی اخره هفته گذشته٩٠.٥.٢٨ من وتو وبابا رضای مهربون به همراه مامانی مهین وبابا یی رفتیم شمال واولین مسافرته شما همه به شمال ختم شد جایی که بابا رضات عاشقشه البته یه جورایی اولین ورودت به خانواده هم بود همه اونایی که دوست داشتن ببیننت و منتظر تو بودن که به خونه هاشون بری و ما استارتشو زدیم  و تقریبا خونه همه رفتیم (خاله فاطی،دایی اسی مامانبزرگ،دایی مهرداد و عمو اکبر) و خلاصه اینکه همه عروسکه ما رو دیدن این فرشته وصف نشدنی که فقط خد میدونه که چقدر برای من مثله بک فرشته واقعی میمونه. برگردیم به مسافرتمون خیلی خیلی به ما  خوش گذشت هوای خوب فضای خوب و همه چیزای خوب وقشنگ خدا کنار همه گذاشته شده بودن وحضور تو در کنار ما این قشنگی رو صد چندان می کرد.

 


 

دختر قشنگم وارد هفتمین ماه از زندگیش شده و من خیلی خیلی خوشحالم از اینکه دخترم داره روز به روز برای خودش خانومی میشه هر روز از روز قبل قشنگتر، فعالتر،شیطونتر،کنجکاوتر، و..................... هزار تا چیز دیگه که شاید برای من و بابا زیبایی داشته باشه . دختر قشنگم از شانس تو تولد هفتمین ماه زندگیتم توی مسافرت شما بودیم  و کلی برای ما خاطره شد .

اولا همش تو ماشین خواب بودی تا ماشین شروع به حرکت میکرد عسله مامان میخوابید .دوماً به بابایی ثابت شد که چقدر بچه داری سخته چون شب تا صبح با هم بودیم و مثل همیشه نیمه وقت نبود که همه شیطنت های تو رو ببینه هم بابا هم دایی کامی که حسابی انجام وظیفه کرد(هههههههه)

                       عکس خوابیده توی ماشین

ماشین

توی این سفر دخترم خیلی چیزارو تجربه کرد و برای اولین بار میدید قشنگترینش دیدن اولین بارون زندگیش بود .

بارون

 

یکی دیگه از قشنگیای که تجربه کردی عزیزم

دریا

 

 

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 1:59 | دوشنبه 4 مهر 1390 توسط مريم

دخترم حرفش یه کلامه ها مرغ یه پا دارس

مرغ یه پا داره

niniweblog.com

عسلی توی کوله قورلون اون فیگور برم اینگار داره میگه اااااااااااااااااااااااااااااااااا

کوله

niniweblog.com

عسلی توی ساکه ، مثله رانندها نشسته دخترم

کیف

 niniweblog.com

عسلی در حال خوردن انگشت پا

انگشت

niniweblog.com

یکی به من بگی این دختره اینجا چیکار میکنه اخههههههههه

شیطون

niniweblog.com

خدایاااااااااااااااااا

کوچولو 

 niniweblog.com

اینم دختره قشنگم توی حولش

 

 حوله

 

niniweblog.com

واینم عسلی توی گلدون روی میز واقعا حکم گلی و داره که باید روی میز باشه که ادم بتونه راحت بهش زل بزنده

میز

niniweblog.com

وای جیگرتووووووووووووووووووووووو گل زندگیه منی عزیزم

میز2

niniweblog.com

بازم برات میزارم از این شیرین کاریات قشنگم ،گل گلدونه من



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 16:22 | چهارشنبه 26 مرداد 1390 توسط مريم

عسلی مامان دختره کوچولوی من با اینکه پا به ششومین ماه از زندگیت گذاشتی بازم مثله عروسکای باربی میمونی و بازم کوچولویی البته هیچ کدوم از کارای عسلم به سنش نمیخوره الهیییییییییییییی فداش بشم من که چهاردست و پا عقب عقب میره ،جیغای بنفش میکششششششششششش اوه اوه گوشم میلزره و مرتب ققققق و خخخخخ میکنه خدایا هر چه بیشتر جلو میرم یه چیزی که از عشق بالاتره و نمی تونم واژه مناسبی براش پیدا کنم توی وجودم بیشتر رخنه میکنه و این وابستگی و دلبستگی رو بیشتر میکنه

 

جانم

 قوربون تاپ بازی کردنت

 شیطون

قدشو قوربون

تازه یادگرفته بشینه ، دخملم بابایی روزی هزار بار وقتی سره کارشه این عکسو میبوسه همش به من میگه خوش به حالت که زمان بیشتری پیشه علسی هستی .تازه دختره مامان توی این عکس یعنی ١٢/٥/٩٠ درست سومین ماهی که پیش ماست و جالبتر اینکه اولین قدمشو برداشت و چهار دست و پا راه رفت خدایا چقدر این زمان برای من دور از انتظار بود کی فکر شو میکرد عسله من توی سوین ماه ورودش به زندگیه ما بتونه اولین قدمشو برداره الهی الهی این قدمای قشنگت گامی باشه برای بهتر وبهتر شدنه زندگیت

جیگررررررررررر

به این کار میکن پا تو کفش بزرگترا کردن ای بلااااااااا

 

وروجک

قوربون اون شیطنتتتتتتتتتتتتتتتت عزیز مامان  اینقدر تکون خوردی که همه عکسا رو تار کردی ولی حتی اگه تار تار باشه بازم برای من قشنگه و واضحه



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 23:40 | يکشنبه 23 مرداد 1390 توسط مريم

دختره قشگم توی این روزی که این عکسای قشنگو ازت گرفتم روزی بود که وارد پنجمین ماه از شکوفتنت شده بودی دختره مهربونه مامانی اونقدر خانمی که من و بابا رضات باهات هر کاری کردیم باز به مامی خندیدی اخه من در طول روز فرصت نکردم ازت عکس بگیریم وقتی که شب لالا کردی اومدم یه عکس ازت بندازم که از خواب بلندشدی و از اونجایی بچه خوش رویی هستی صدات درنیومد ومن بابا نامردی نکردیم وکلی ازت عکس انداختیم تازه ساعتم ٢بعد از نیم شب بود جیگرتووووووووووووووووو برم خانمیه مامان

niniweblog.com

الهی بمیرم بچمو از خواب بیدارش کردیم

قوبونششششششششش

niniweblog.com

کلاهشو برم

کلاهشو

 niniweblog.com

قوربونتتتتتتتتتتتتت مامانی

جون

niniweblog.com

 چشماتو قوربونننننننن عسله مامان انگار که نه انگار ساعت چنده؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!

چشمارو

niniweblog.com

وای چقدر لباس عروس به دخملمون میاد

عروس

niniweblog.com

 

الهیییییی بگردم اگه بیدار نمیشدی اینقدر اذیتت نمیکردیم مامانی (اولش خواب بودی ناناز)

الهیییییی

niniweblog.com

مامانی اینم عسله مامان در حین دیدن کارتون

فیلم

niniweblog.com

مامان اینجا من و بابا هر کاری کردیم نخوابیدی در نتیجه مامان مدله قنداقی بستت البته برای چند ثانیه دوام نیوورد اخه اونقدر ورجه ورجه میکنی که تحمل نداری دست پاهات بسته باشه

قنداقی

niniweblog.com

اینجام باز دستاتو بستم ولی بازم داری شطونی میکنی

 قنداق

 niniweblog.com

از خدا میخوام که همیشه سلامت باشی و همینجور پر تحرک و نازنین، عسل ناز قشنگم اینو بدون مامان وبابا خیلی دوست دارن به اندازه همه دنیا خیلی خیلی برامون عزیزییییییییییییییییییییییییییییییییی قشنگم.



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 17:39 | سه شنبه 21 تير 1390 توسط مريم

مامانی امروز میخوام چند تا از عکسای قشنگه خوابیدن تو بزارم ،عزیزم هر جور با هر لباس و هر مدلی بخوابی قشنگی عزیزم .

 فرشته

راحت طلبه مامان

 ای جونم

لوپاشو برم

خدا جون چه نازه

قوربون اون پستونک خوردنت بشم

مامانی 

دخملم اینجا از توی حموم خوابد و توی خواب لباساشو پوشوندم

حموم

اروم بخواب عزیزم

جیگرتو



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 15:29 | شنبه 18 تير 1390 توسط مريم
درباره وبلاگ

آرشيو مطالب

صفحات وبلاگ

آخرين مطالب

پيوند ها

پيوندهاي روزانه

آمار وبلاگ








ساعت فلش اخلاق اسلامی موسیقی

تعبیر خواب آنلاین

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت

جاوا اسكریپت

کد پروانه