عسل نازعسل ناز، تا این لحظه: 9 سال و 4 ماه و 10 روز سن داره

عسل ناز مامان و بابا

21ماهگی ماشگیل مامان

عسلی توی این روزا دیگه هم کلمات و جملات و خیلی قشنگ و شیرین تلفظ میکنه الهی قوربون اون حرف زدنت بشه مامان که وقتی دهنتو باز میکنی ضعف میکنم جیگر جون  تازه دخترم قصه برام میگه قصه شنگول و منگول که من به طور کامل مینوسم خودتون خلاصش کنید ایکی بود شنگول بود منئول بود اقا گیگه در زد(البته با کوبیدن بر روی در با مشت) منم منم مادرتونننننننن گذاااا (اینجا دیگه نمیدونم چی میشه که میگه ) طلا بدو (منظور بگو)خوشکلا بدو مامان ما خوشتل بود و تمام چقدر کامل بود!!!!!!!!! افرین     عزیزم با لباس مشکی چه جیجری شده مثل این بچه ها که میخوان شعر بخونن، گروه سرود مهده کودک......تقدیم میکند.      ...
13 آذر 1391

20 ماهگی دخترکم

دختر قشنگ مامان ای کاش میشد ذره ایی از احساس درونی خودمو وصف کنم با گذشت زمان از طرفی خوشحالم که داری بزرگ میشی و برای دیدن ارزوهای قشنگت روز شماری میکنم از طرفی دلگیر میشم از اینکه این روزا دیگه تکرار نمیشه و هیچ وقت دیروز دوباره تکرار نمیشه .    حیاط مادر بزرګ شمال ، دخترم کنار باغچه نشسته و با تعجب  به مناظر نګاه میکنه.     عسلی داره بادقت هر چه تمام به خونه پرنده ها رو ی درخت گلابی توی حیاط مامانبزرگم نگاه میکنه .   قوبون اون قیافه شیطونت برم مامان از چی ترسیدی؟؟ اینم قورباغه کوچولو که یه روز تمام کنار در ماشین نشسته بود و عسلی کلی از دیدنش لذت برد. ...
13 آذر 1391

روز دختر

دختر خوشکل مامان امسال هم مثل پارسال روز دختر برای من و بابا رضا خیلی قشنگ بود عزیزم بلا شدی برای خودت امسال روز دختر مصادف شد با  دوازدهمین سالگرد پیمان قشنگ من و بابا رضا یعنی سالگرد ازدواجمون عزیز قشنگم روزه مارو حسابی ساختی شیطونه منننننننننن اینم کیک روزه دختریت که همون ابتدای امر انگشتیش کردی           دختر کوچولوی خوشکلم میخوام چند تا نصیحت و یا چند تا جمل زیبا بنویسم که همیشه یادت بمونه :   وقتی با انگشت به کسی اشاره می کنیم ، به یاد داشته باشیم که سه انگشت دیگر به طرف خودمان بر گشته اند .    حکایت جالبی است که فراموش شدگان فر...
6 آبان 1391

19ماهگی

دختر خوشکل مامان چقدر دوست دارم از لحظه به لحظه بزرگ شدنت تصویر داشته باشم و یه دوربینی باشه که از ثانیه به ثانیه های بزرگ شدنت عکس بگیره اتوماتیک. عسل مامان اول از این اسب ابی خوشکلت میترسیدی ولی الانننننن عاشقشیییییییییی                چه نازی داره     قوبون اون چشماشششششش بره مامانشش     خوب اینجام که در حال درخواست عروسکه و   جمله قشنګه این میخوامممم ، اون میخوامممم البته با شدت   مامانی عشق سورسوره بازی داره باباش طبق معمول همیشه سور‍پرایزمو...
6 آبان 1391

حرفای قشنگ

عزیز مامان قوربون زبون قشنگت بشه که به : زن دایی : دن دایی                                   قاشق : گاشوق                                                  هندونه : هنونه           بستنی...
21 شهريور 1391

18ماهگی قشنگ مامان

عزیزم تولد 18 ماهگی زندگیشو در مسافرت تابستانه شمال خوش میگذروند. دخترم برای اولین بار رفته بود شهر بازی در لاهیجان بالای شیطان کوه .  عزیزم همیشه شاد باشی خوش باشی خندون باشی  عزیزم اینم ن چندتا نصیحت مادارانه :  دربیکرانه زندگی دو چیز افسونم میکند آبی آسمان را که میبینم و میدانم که نیست0. خدارا که نمیبینم و میدانم که هست0. آرزوهاتو یه جا یاداشت کن و یکی یکی از خدا بخواه خدا یادش نمیره ولی تو یادت میره که چیزی که امروز داری دیروز آرزوشو کردی دنیا انقدر وسیع است که برای همه ی مخلوقات جایی هست ...
19 شهريور 1391

17 ماهگی عروسک مامان

دختره قشنگ هر روز که میگذره امید من  به زندگی صد چندان میشه هر روز که میگذره بیشتر به زیباییهای این دنیا پی میبرم دخترم داره خودش خودشو لالا میده  عزیزم انشالله گل خنده همیشه روی لبهای قشنگت باشههههههه   ...
19 شهريور 1391